خداحافظ ای قصّه ی عاشقانه

می 25, 2009

goodbye1

زمان نمی گذرد، عمر ره نمی سپرد!

صدای ساعت شمّاطه ، بانگ تکرار است

نه شنبه هست و نه جمعه!

نه پار و پیرار است!

اگر هنوز جوان مانده ای به آن معناست ، که عشق را به زوایای جان صلا زده ای.

زمان  نمی گذرد .

صدای ساعت شمّاطه بانگ تکرار است . خوشا به حال کسی که لحظه لحظه اش از بانگ عشق سرشار است.

حدود نه ماه در کنار هم بودیم . تلاش کردیم در این مدّت شما را در جریان فعّالیّت های روزانه ی فرزندانمان قرار دهیم که امیدواریم مثمر ثمر بوده باشد. تمام  سعی خود را کردیم که محیطی آرام و با نشاط برایشان   فراهم آوریم تا بهتر بیاموزند و به کار برند. 

 … و حال  آن ها را به دست باغبان دیگری  می سپاریم تا شاهد شکوفایی و به ثمر رسیدن روز افزونشا ن باشیم.  :)

بچّه ها سلام!

صبحتان  به خیر!

من  همان صبور سا ل های سخت

من همان غریب آشنا ،  معلّمم !

گرچه مدّتی بیش نیست که کنارتان نبوده ام ، یادتان که بوده ام

شعر تازه ای برایتان سروده ام

واژه های شعر من – مثل آیینه – جلوه گاه بی ریای شماست

خانه های شعر من ، گرچه کاخ نیست ، کلبه های روستایی شماست

در کلاس خاطرات من ، بوی حرف های روشن شما ، مثل جوی شعر ، جاری است

با خیالتان هنوز ، باغ ذهن من بهاری است

شعر های من به یادتان ، عکس های یادگاری است

غم مبادتان ، که با صدای خنده هایتان دل مرا خانه ی امید کرده اید

با شمایم آی …

آیه های شادی و نشاط

با شما ، که شعر زندگی منید

می روید اگر ز پیش من

یادتان بماند این :

حاصل جوانی منید                      :)

goodbye2

پرواز چترها

می 19, 2009

 بازی موثرترین و پرمعناترین راه یادگیری کودکان است :)

بالاخره به عهد خود وفا کردیم و در یکی از روزهای پایانی سال تحصیلی زمان کوتاهی را  بدست آوردیم که چتر های بچّه ها را در یک روز زیبای آفتابی به پرواز در آوریم . به نظرشان دنیا را به آنها داده بودیم . فکر نمی کردند بالاخره بتوانند  با دستان کوچکشان  آنها را به پرواز در آورند. نسیمی هم می وزید . پس از مدّتی  در کمال تعجّب یکی از بزرگترین چترها را باد با خودش به خارج از حیاط مدرسه برد . اصلا” فکرش را نمی کردند و نگاه کنجکاوشان به دنبال چتر بود ، امّا یکی از یاران با وفای مدرسه به بیرون از حیاط رفت و چتر را آورد و دل بچّه ها را شادتر کرد.

  چتر3

چتر2

چتر1

آسمان تا دلمان بخواهد بلند است ، مهم این است ما تا چه اندازه کبوتر باشیم   :)

شکرانه

می 15, 2009

 شکرانه

نماز شکر

سجده ی شکر

… و خدایی که در این نزدیکی است ، لای این شب بوها ، پای آن کاج  بلند ،  روی آگاهی  آب ، روی قانون گیاه …

 

خدایا ! به شکرانه ی  این که درتمام مدّت این سال تحصیلی در کنارم بودی  تا  بتوانم با سلامتی و موفّقیّت ، سال تحصیلی را به پا یان برسانم ، با دوستانم  سجده ی  شکر به جای آوردیم. 

  ” خداوندا ! در زندگی هرگز از یاد نمی برم  ، گرچه والدینم موهبت تولّد در این دنیا را به من عطا کردند ، امّا تو هستی که موهبت زندگی جاودانه را به من می بخشی .  پس هیچ گاه مرا تنها مگذار.”

خدایا به من اشتیاقی ده تا دوباره چشمانم قادر به دیدن شکوه تو در زیبایی گل ها باشد.

خدایا به من اشتیاقی ده که دوباره بتوانم صدای مناجات تو را از زبان چکاوک ها بشنوم.

خدایا ، مرا فرصتی ده تا پاک بودن را تجربه کنم و بتوانم حتّی برای یک لحظه آنچه باشم که تو می خواهی.

ای عیب پوش بزرگ ! یاریم ده تا چون تو عیب همه را بپوشم و خوبی شان را فریاد زنم.                     آمین

کارت های بازی دبستانی

می 15, 2009

 

بازی های کارتی

چندی  پیش بود که به یکی از کتاب فروشی ها سر زده بودم . یک سری از فلش کارت های مخصوص بچّه های دبستانی نظرم را به خودش جلب کرد. یکی از آن بسته ها را با خود گرفتم و به منزل بردم. هنگام مطالعه ی آن ها  فکری به نظرم رسید که با آن ها می توانم کلّی بازی در کلاس اجرا کنم .

چند وقت  بعد آن  را به کلاس بردم و یک سری از آن ها را بین بچّه ها پخش کردم . برای مطالعه ی کارت ها به آن ها زمان مشخّصی دادم . در هر گروه  ، بچّه ها کارت ها را پس از مطالعه بین خود جا به جا می کردند .  سپس گروه ها ، داوطلبانه از هم سوال می کردند و به سوالات یکدیگر پاسخ می دادند. خیلی برایشان جالب بود که خودشان از هم دیگر می پرسیدند.     :)

بازی کارتی

پرسش و پاسخ

کاردستی زنگ ریاضی – ضرب

می 15, 2009

ضرب 2

پس از تعطیلات عید  نوروز بود که یک روز تصمیم گرفتیم که با بچّه ها  برای درک بیش تر مفهوم ضرب  ، از  ماکارونی برای درست کردن اشکال استفاده کنیم. این تصاویر هم حاکی از کار گروهی  بچّه هاست . با عرض معذرت ، هنگام عکّاسی باتری دوربین هم شارژ نبود و بچّه ها در تصاویر نیستند .    :(          :)

ضرب1

جشن نوروز

مارس 18, 2009

   سفره ي هفت سين           

     به طراوت تكرار باران           بهار هستي تان           همواره سبز باد         

 نوروز از آيين هاي بسيار كهن ايرانيان آريايي  است و به گفته ي دانشمند ايراني ابوريحان بيروني « نخستين روز است از فروردين ماه و از اين رو آن را روز نو يعني روز تازه ناميده اند  كه پيشاني سال نواست…» اين جشن كه بزرگ ترين جشن ملّي ايرانيان به شمار مي آمده ، در نخستين روز از نخستين ماه خورشيدي ، آن گاه كه آفتاب برابر برج حمل مي شده و زمان شب و روز برابر مي گرديده ، برگزار مي شده است . جشن نوروز از همان آغاز برپايي  ايران ، چه در دوران پيش از تاريخ و چه در دوران تاريخي در سراسر ايران زمين جشني بزرگ و باشكوه و فراگير بوده و هنوز هم چنين است و از شكوه و زيبايي آن چيزي كاسته نشده است . اين جشن يك  جشن بزرگ ملّي بوده كه با گذشت زمان با اعتقادات مذهبي و استوره هاي ديني پيوند خورده و در طول زمان هم چنان راه خودش را پيموده و به اقتضاي محيط زندگي اقوام گوناگون  ايراني در طول مهاجرت ها ، فراز و نشيب هاي زيادي را به خود ديده و تحوّلات، ويژگي ها، آداب و رسوم و راز و رمزهاي بسياري را در كوله بار خود انباشته است. اين جشن از روزگارهاي بسيار كهن در زندگي ايرانيان كه ابتدا دامدار و سپس كشاورز بوده اند، اهمّيّت  خاصّي داشته و از عزّت و حرمت فزاينده اي برخوردار بوده است . ايرانيان باستان مردمي بوده اند دامدار ، اهل كشت و كار ، كوشا و پرتكاپو و از همين رو شاد و زنده دل . آن ها سحر گاهان با گلبانگ جان بخش خروس سحري و با دلي پر از اشتياق زندگي،  از خواب برمي خاستند و تا نيمروز به كشت و كار و آباداني و سازندگي مي پرداختند. از نيمروز تا شبانگاه به استراحت و تفريح و خانه و زندگي  مي رسيدند و شبانگاه  تا سحر را به خوابي  پر اميد فرو مي رفتند. آن ها شادي را بزرگ ترين نعمت خدادادي مي دانستند و اين نعمت در آيين آن ها از ارزش و اهمّيّت بسياري برخوردار بوده است. داريوش هخامنشي هم در سنگ نبشته ي معروف خود در كوه بغستان (بيستون كرمانشاه ) گفته است : « خدايي  را مي ستايم كه شادي را براي مردم آفريد.» همين شادي و زنده دلي باعث شده بود كه ايرانيان در طول سال جشن هاي گوناگوني را برگزار كنند كه يكي از اين جشن ها جشن نوروز بودكه اين جشن  به شكرانه ي پايان يافتن سرما و شروع كشت و كار و دميدن سبزه ها و گل ها ، در طليعه ي فروردين ماه باشكوه وجلال هرچه تمام تر برگزار مي شد.

پس بدون شك جشن نوروز طبيعي ترين و زيباترين جشني است كه در جهان وجود دارد . جشن نوروز جشن واقعي طبيعت و پرورده هاي طبيعت است . جشن آغاز زندگي دوباره ، جشن آغاز سال و جشن آغاز بهار است و بهار هم زيباترين فصل طبيعت است . در اين فصل ، همه چيز از نو زنده و فعّال و متعادل و موزون مي گردد و در واقع روزي نو و حسابي تازه در دفتر زندگي انسان ها و گستره ي طبيعت گشوده مي شود.

 جشن نوروز

حال بهار دل انگيز دوباره از راه رسيد واين فرصت را به ما داد تا صميمانه ترين شادباش ها و آرزوها را با گرم ترين درودها براي شما عزيزان زينت هفت سينتان كنيم .تصاوير  هم كه نمايانگر چيدمان يك هفت سين سنّتي است  كه با مشاركت دانش آموزان كلاس برگزار گرديد.

حاليا معجزه ي باران را باور كن

و سخاوت را در چشم چمنزار ببين

و محبّت را در روح نسيم…..

كه در اين كوچه ي تنگ                                          با همين دست تهي

روز ميلاد اقاقي ها را جشن مي گيرد

خاك جان يافته است ، تو چرا سنگ شدي ؟

تو چرا ابن همه دل تنگ شدي؟

 باز كن پنجره را                                             و بهاران را باور كن

                                                                   تا درودي ديگر بدورد    :)

نكته هاي روان شناختي در تربيت كودكان

مارس 6, 2009

روان شناختي درتربيت كودك

كودك آدمي پيش از آن كه زبان به كلام بگشايد ، زبان رفتار را مي فهمد . پيش از آن كه با مشاهده ي چشم از ما آگاه شود ، با مخابره ي دل از وجود ما نقش مي گيرد و پيش از آن كه شنونده ي پيام هاي لفظي و عمدي ما باشد، تماشاگر رفتار طبيعي و غير عمدي ماست. از اين روست كه نقش والدين در تربيت ، بيش از آن كه هشيارانه ، ارادي و عمدي باشد غالبا” ناهشيار ، پنهان ، غير مستقيم و غير عمدي است.

پرهيز به جاي تجويز: آن چه والدين نبايد انجام دهند ، بيش از آن چه بايد انجام دهند ، در تربيت فرزندان نقش دارد. آن ها بايد بدانند در چه زماني به فرزند خود نصيحت نكنند، در چه هنگامي دخالت نكنند و در چه موقعيتي او را سرزنش نكنند. اين هنر  ” پرهيز “  ، بهترين   ” تجويز ” براي تكوين و تحوّل فطري و طبيعي شخصيّت كودكان است .

آفت مطلق نگري : والدين كمال گرا ” مطلق خواه “  ، فرزنداني مضطرب ، نا آرام ، خود باخته و افسرده پرورش مي دهند. كودكي كه از او انتظار مي رود همواره و در همه جا همه ي كارها را به طور همه جانبه و كامل انجام دهد ، هيچ وقت نمي تواند حتّي يك كار كوچك را نيز درست و كامل انجام دهد .

نان و معنا :  گرچه برا ي آدمي ، نان و غذا قوت زندگي است ، امّا دين و ايمان معناي زندگي اوست . آن چه زندگي كودك را زيبا ، اميد بخش و شيرين مي كند، كيفيت برخوداري او از خوراك هاي معنوي و آموزه هاي ديني است.

عظمت نوزاد آدمي : بر اساس يافته هاي زيست شناسي و مطالعات روان شناختي ، نوزاد  آدمي در بدو  تولّد وسيع ترين ظرفيّت و مستعد ترين زمينه را براي نقش پذيري از محيط دارد . نقش مادر ، به عنوان نخستين و ماندگارترين تاثير گذار  ، به قدري مهم است كه از آن به منزله ي ميراث ثانوي شخصيّت كودك ياد كرده اند. اهمّيّت اين تاثير براي آنان كه به راز رابطه ي كودك و مادر پي برده اند ، هراس آور است.

جذب و هضم رفتار: رفتار نامطلوب كودك تغيير نمي كند ، مگر آن كه والدين دلايل اين تغيير را متناسب با فهم و جذب و هضم و ظرفيّت كودك بيان كنند.

نشاط درون زا : آموزه هاي حكيمانه نشان مي دهد كه منشا نشاط و شادابي و احساس خوش دلي و شاد كامي ، در درون آدمي است . امّا والدين همواره تلاش مي كنند صرفا” با خوشايند سازي محيط بيروني ، دل كودك را شاد كنند . بايد بدانيم كه اين شاد سازي ها ،  اگر بدون ريشه و سرچشمه هاي دروني باشد، پايدار نيست.

دين اكتشافي و نه اكتسابي:ارزش هاي اخلاقي و باورهاي ديني ، اغلب ريشه در فطرت كودك دارد. لزوما” نبايد اين ارزش ها را كودك از بيرون ياد بگيرد و دروني كند . بلكه فراتر از آن ، آن چه مهم است تلاش براي كشف و شكوفايي اين قابليّت ها از دورن اوست.

پرسش هاي پاسخ گر: همواره اين سؤال ها را در تعامل با فرزند خود مرور كنيد:

* آيا او با اشتياق و پشتكار اهداف خود را دنبال مي كند يا فردي منفعل و بي انگيزه است؟

* آيا در هنگام مواجهه با مشكل ، به راه حل هاي مختلف مي انديشد يا زود نااميد مي شود؟

* آيا از خطاها و تجربه هاي گذشته ي خود درس مي گيرد يا همواره همان خطاها را تكرار مي كند؟

* آيا از زندگي لذّت مي برد يا همواره با منفي بافي و بدبيني از زندگي شكايت مي كند؟

* آيا از موفّقيّت و شادي ديگران لذّت مي برد و يا دچار حسادت مي شود؟

*آيا از رنجش و آزار ديگران لذّت مي برد يا غمگين و ناراحت مي شود؟

* پاسخ به هر يك از  اين سؤالات شما را در شناخت لايه هاي پنهان شخصيّت فرزندتان ياري مي كند.

منبع : نشريه ي تربيتي – آموزشي پيوند * نويسنده : دكتر عبدالعظيم كريمي

كودكان خود را براي آن چه هستند نوازش كن  ، نه براي آن چه كه دوست داري باشند  :)

سبزه ي نوروزي

مارس 2, 2009

 

 سبزه ي روزي

سبزه

سبز ه سبز كردن

 

اسفند ماه ، ماه پاياني زمستان ، هنگام كاشتن دانه و غلّه است.كاشتن ” سبزه ي عيد “ به صورت نمادين و شگون ، از روزگاران كهن ،‌ در  همه ي خانه ها و در بين همه ي خانواده ها ي ايراني مرسوم است . در ايران كهن، 25روز پيش از نوروز ، در ميدان شهر12 ستون از خشت خام برپا مي شد. بر ستوني گندم ، بر ستوني جو و به ترتيب برنج ، باقلا ، كاجيره ( گياهي است كه بلندي اش به 50 سانتي متر مي رسد ، گلبرگ هاي آن را خشك و سپس نرم مي كنند و گاهي روي نان به جاي زعفران بكار مي برند.) ،  ارزن ، ذرّت ، لوبيا ، نخود، كنجد ، عدس و ماش  مي كاشتند و در ششمين روز فروردين ، با سرود و ترنّم و شادي ، اين سبزه ها را مي كندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراكندند.. خوب روييدن هر دانه را به فال نيك مي گرفتند و بر آن بودند كه آن دانه در آن سال پر بار خواهد بود. سبزه همواره نماد شادابي و سرسبزي ونشانگر زندگي بشر و پيوند او با طبيعت است.

ما هم به رسم ديرين، در يكي از روزهاي ماه اسفند ؛ كلاس درس را با قصّه ي عمو نوروز كه موضوع تحقيق يكي از بچّه ها بود آغاز كرديم. سپس يكي از سنّت هاي زيباي نوروزي را در كلاس اجرا كرديم. يك سبد پر از دانه هاي گندم و يك ظرف پر از آب در جلوي تك تك بچّه ها گرفتيم  تا از ته دل آرزوهاي بزرگ و كوچك خود را از خداوند مهربا ن بخواهند و يك مشت گندم بر دارند و در ظرف آب بريزند. اين سبزه ي زيبا سمبل  اين آرزوهاست و ما هم به فال نيك گرفتيم .حال كه در آستانه ي سال جديد هستيم براي تمام فرزندان اين مرز و بوم از درگاه خداوند منّان  سلامتي ، سرافرازي ، شادكامي و موفّقيّت مسئلت داريم  :)                                                                    

                                                               همواره سبز و بهاري باشيد :)

راهكارهايي جهت افزايش تمركز دانش آموزان

فوریه 24, 2009

kids

تمركز چيست؟ تمركز در مرحله ي اول يك تلاش ذهني است براي انسجام بخشيدن  به  فكر ،  جمع و جور كردن  آن و تمركز حواس يعني عوامل حواس پرتي را به حدّاقل رساندن.

دانش آموزي كه اختلال حواس دارد حدّاقل بايد 8 معيار از 14 معيار زير رابراي مدّت 6 ماه  داشته باشد:

* اغلب با دست و پاهايش بازي مي كند يا پشت ميزش حركت مي كند. * وقتي از او مي خواهند در جاي خودش بنشيند ، به سختي مي تواند اين كار را انجام بدهد.  *  حواسش به آساني با محرّك هاي بيروني ( صداها ، تصاوير اشيا و …) پرت مي شود. * در بازي ها يا موقعيّت هاي گروهي به سختي مي تواند منتظر نوبتش بماند. * اغلب به پرسش ها ، پيش از اين كه به طور كامل طرح شوند ، پاسخ مي گويد. * در دنبال كردن دستورهايي كه ديگران به او مي دهند ، دچار مشكل مي شود. * در تمركز هنگام كار يا فعّاليّت هايش مشكل دارد. * اغلب از كاري نا تمام به كاري ديگر مي پردازد. * هنگام بازي نمي تواند ساكت و آرام باشد . * اغلب زياد حرف مي زند. * مدام سخنان ديگران را قطع مي كند يا مزاحم آن ها مي شود ، براي مثال به وسط بازي ديگران مي پرد. * اغلب به نظر مي رسد كه به آن چه به او گفته مي شود گوش نمي دهد. * معمولا” لوازمي همچون اسباب بازي ، مداد كتاب را كه براي انجام تكاليف يا فعّاليّت ها در مدرسه و خانه لازم است ، گم مي كند. * اغلب به فعّاليّت هايي مي پردازد كه از لحاظ فيزيكي خطرناك است .براي مثال بدون نگاه كردن ، به وسط خيابان مي رود.

… و امّا راهكارها: * وقتي دانش آموز تمركز مي كند ، پاداش هاي مادّي و ملموس به او بدهيد ( يك نمره  در كلاس درس ، 5 دقيقه وقت آزاد، توزيع موادّ درسي و…) حتّي پاداش هاي غير مادّي و ناملموس هم مناسب هستند .( مثلا” تحسين كردن و دست زدن، لبخند زدن و…)  *  قواعد و قوانيني براي كلاس درس تعيين كنيد ( مثلا” كار كردن در سكوت ، اتمام تكاليف )  و آنها را تصريح و تكرار كنيد و دانش آموز را هنگام پيروي از قوانين تشويق كنيد .

** ” البتّه اين يك تجربه ي شخصي مي باشد و خارج از چارچوب اين راهكار هاست. چندين سال است كه در كلاس درس در هنگام نوشتن تكاليف ، فعّاليّت ها و حتّي آزمون هاي غير رسمي موسيقي ملايمي برايشان مي گذارم كه طي بررسي هايي كه شد ، دانش آموزان از اين بابت  خوش حال بودند و با آرامش بيشتري تكاليف را انجام مي دادند. “

..امّا بقّّيه ي موارد: * دانش آموز را به تمركز روي يك تكليف تا هر زماني كه مي تواند ، تشويق كنيد. به تدريج طول زمان لازم براي  تشويق شدن را افزايش دهيد.  *  با دانش آموزان قراردادي بنويسيد و در آن تصريح كنيد چه رفتاري از او انتظار مي رود و اين كه كدام تشويق ، زماني كه شرايط قرارداد انجام شد، در دسترس او قرار خواهد گرفت.  *  كيفيت  و وضوح  توضيحات و دستورالعمل هاي داده شده  به دانش آموزان را بررسي كنيد.  * به دانش آموز ياد دهيد كه از تمركز بنيادين و مهارت هاي مطالعه استفاده كند ( مثلا” خواندن برا ي درك ايده ي اصلي ، يادداشت برداشتن ، تمركز بر نكات مهم ، خلاصه كردن ، مطالعه در يك محيط مناسب و …)  * موضوع درس را براي دانش آموز هدفمند و معنادار كنيد.  * محيط را به گونه اي سازماندهي كنيد كه محرّك هاي پريشان كننده ي حواس كاهش يابد. * انجام كاري ناخوشايند را با كاري خوشايند تر دنبال كنيد.اجراي دوّمي را منوط به اتمام اوّلي كنيد.  *  يكي از همسالان را به عنوان مربّي تعيين كنيد تا با دانش آموز كار كند و نمونه اي براي عادت  كاري مناسب باشد.  *  تكاليف طولاني را به تكاليف كوتاه تر تقسيم كنيد و به او ياد دهيد كه چگونه تكاليفش را مرور كند. اگر در انجام تكاليف كوتاه تر موفّق بود تكليف ديگري به او بدهيد.  * دستورالعمل ها را مرحله بندي كرده به شيوه هاي مختلف (شفاهي يا كتبي ) به او ارائه دهيد.  * مطمئن شويد كه  دانش آموز مي داند دستورالعمل ها فقط يك بار داده مي شوند.  *  دانش آموز را از هم كلاسي هايي كه ممكن است رفتارهاي نامناسب را ترغيب و يا تحريك كنند ، جدا سازيد و محرّك هاي حواس پرتي را در اطراف و روي ميز دانش آموز كاهش دهيد.  * دانش آموز را براي شروع ،ادامه و اتمام تكاليفش تشويق كنيد.  * از وسايل جذّاب براي برقراري ارتباط با دانش آموز استفاده كنيد.  * از دانش آموز بخواهيد در بازي ها يي شركت كند كه مستلزم مدّت زمان هاي متفاوت در تمركز هستند ( مثل منچ و شطرنج)  * ترتيبي دهيد كه دانش آموز مدام جلوي چشمتان باشد و تماس چشمي خود را با او به طور مستمر حفظ كنيد. * هنگامي كه تكليفي وجود ندارد به اين دانش آموزان  اجازه دهيد به حياط بروند  برگردند.  *  مرتّب به آن ها نگوييد :  ”  توجّه كن ! حواست كجاست ! ” اين عبارت ها را كمتر بكار بريد ، چون موجب اضطراب دانش آموز مي شود. * اين اختلال را به هوش كودك نسبت ندهيد و وي را سرزنش نكنيد. * اين دانش آموزان به طور كلّي در درك و احساس زمان مشكل دارند . به همين دليل در تنظيم رفتارهاي خود و سازماندهي آن ها دچار مشكل مي شوند و نمي توانند صبور و شكيبا باشند. اگر چنين دانش آموزي در كلاس داريد ، بيشتر صبور باشيد.

در نهايت بايد بدانيد برخورد مناسب با اين كودكان نياز به زمان ، پشتكار ، مداومت ،‌هماهنگي و همكاري زيادي دارد و به همين دليل مربّيان و والدين بايد همواره روحيه ي با نشاط ، شاداب  و شوخ طبعي را در خود حفظ كنند.

منابع: كليدهاي پرورش كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجّه  – درسنامه ي درمان رفتاري شناختي كودكان مبتلا به  بيش فعّالي – اختلال در نارسايي توجّه

آزادي و مسئوليّت

فوریه 19, 2009

responsibilities

هدف از تربيت بر مبناي آزادي و مسئوليّت اين است كه فرد بتواند آگاهانه و از روي اختيار تصميم گيري نموده و انتخابگر باشد و خود را پاسخگو و مسئول نگرش ها ، واكنش ها و اعمال خود بداند و عواقب و پيامد هاي آن را بپذيرد .

نسبت بين آزادي و مسئوليّت : درجهان گذشته،  بيشتر از فرزندان مسئوليّت و وظيفه و تكليف مي خواستند و كمتر آزادي هاي رايج امروز مطرح بود. امّا به نظر مي رسد امروزه فرزندان از آزادي بيشتري برخوردارند و كمتر از ايشان وظيفه و مسئوليّت خواسته مي شود ، كه اين امر مي تواند آسيب هايي را براي آن ها در دوران  نوجواني و جواني به دنبال داشته باشد. آزادي بدون مسئوليّت سبب مي شود كه انسان از واقعيّت ها و منطق زندگي و هنجارهاي اخلاقي و اجتماعي دور شده و به موجودي تنبل و بي خاصيّت ، لوس و يا مدّعي ، سركش و عصيانگر و هرج و مرج طلب تبديل شود. مسئوليّت بدون آزادي  نيز ممكن است سبب شود كه استعدادهاي انسان سركوب ، خفه و تباه شده و گرفتار انواع حقارت ها و عقده ها شود.

آسيب شناسي «آزادي و مسئوليّت » در نهاد هاي تربيتي:

الف – نهاد خانواده : نمي توانند الگوي خوبي براي فرزندان باشند ، چون از دانش و مهارت كافي برخوردار نيستند.* آدرس غلط دادن به فرزندان ، هنگامي كه موضوع را درست تشخيص ندهند. براي مثال ممكن است والدين تصوّر كنند اگر فرزند ما معدلش بالا باشد به نحو احسن به وظايف و مسئوليّت هاي خود عمل كرده است و حال آن كه مسئوليّت هاي اخلاقي فرزند در زندگي و در برابر خود  و خانواده و ديگران خيلي مهم تر از كسب نمره و معدل بالاست و يا   وقتي فرزندان در مسئوليّت هاي خود كوتاهي مي كنند ، پدر و مادر پا پيش بگذارند و آن مسئوليّت ها را خود به عهده بگيرند. * والدين تصوّر مي كنند تنها با تامين رفاه و امكانات مادّي بيشتر مي توانند فرزنداني كارآمد و مسئول تربيت كنند ، حال آن كه بدون ضابطه و بي حساب و كتاب امكانات در اختيار فرزند قرار دادن نه تنها  مسئوليّت پذيري او را تضمين نمي كند بلكه اساسا” قادر است اخلاق و رفتار او را در آينده به تباهي بكشاند.

ب – نهادهاي آموزشي: امروزه به نظر مي رسد نهادهاي آموزشي ، مانند مدرسه و دانشگاه نيز در به كارگيري شيوه هاي صحيح عاجزند ، چون بيشتر بر جنبه هاي آموزشي و حفظيّات  تاكيد دارند و از جنبه هاي پرورشي و تربيتي به ويژه تربيت فكري و اخلاقي غفلت مي ورزند. به تعبيري تعليم و تربيت امروز بيشتر به دنبال انباشتن ذهن بچّه هاست نه پرورش روح آن ها.

ج – نهادهاي رسانه اي : به نظر مي رسد رسانه ها مانند صدا و سيما ، سينما ،‌مطبوعات ، ماهواره ، اينترنت و … با همه تلاش هايي كه انجام داده اند كمتر توانسته اند به مسائل حسّاس و مهمّي مانند « آزادي و مسئوليّت »  فرزندان بپردازند و الگوها و روش ها ي مناسب ارائه نمايند تا خانواده ها از آن ها ايده گرفته و در زندگي خود به كار ببرند.

د – نهادهاي ديني : در نهادهاي ديني مانند حوزه ها و مساجد و … نيز در اين موضوع الگوها و روش هاي مناسب عملي كمتري به چشم مي آيد.

چند راهكار جهت تقويّت « آزادي و مسئوليّت » در تربيت فرزندان :

از آن جا كه آزادي براي بچّه ها غالبا”  خوشايند و دوست داشتني است و مسئوليّت پذيري تقريبا” دشوار و ناخوشايند مي باشد شايسته است به اين نكات توجّه كنيم: * سعي كنيم شروع واگذاري مسئوليّت ها به بچّه ها از امور خوشايند ، مانند تفريحات و بازي ها باشد ، چرا كه تربيت را بايد از آن جايي شروع كنيم كه او دوست دارد و به جايي ختم كنيم كه خود دوست داريم. * با بچّه ها نرم و  نافذ رفتار كنيم نه تند و خشن و شكننده .*سعي كنيم پذيرش مسئوليّت آن ها از روي علاقه و شوق و اشتياق باشد ، يعني انگيزه هاي دروني و رواني بچّه ها را تقويّت كنيم و انگيزه هاي بيروني مانند تشويق و جايزه را به حدّاقل ممكن برسانيم . * سعي كنيم مسئوليّت خواهي ما از فرزندان به دور از دستور دادن ، نصيحت و سرزنش ، توهين و تحقير كردن و يا مقايسه كردن او با ديگران باشد . * آزادي و مسئوليّت بهتر است همراه با هم و در تعامل تنگاتنگ با هم باشد، يعني از شيريني آزادي ها براي پذيرش مسئوليّت ها بهتر استفاده كنيم. * به صورت غير مستقيم به فرزندان خود متذكّرشويم و تفهيم كنيم ميان آزادي ها و مسئوليّت ها ارتباط مستقيم و منطقي وجود دارد و نمي توان يكي را بدون ديگري خواست. * براي احساسات و تخيّلات و انديشه ها و آرمان هاي فرزندان خود در سنين مختلف احترام قائل شويم هرچند كه از نظر ما منطقي و به مصلحت نباشد. * خود الگوي خوبي در رعايت آزادي و مسئوليّت پذيري فرزندانمان باشيم تا آن ها با چشم خود ببينند و درك كنند كه آزادي ما تجاوز به آزادي ديگران محسوب نمي شود و مسئوليّت كارهاي خود را به ديگران واگذار ننموده و عواقب تلخ و شيرين آن را شخصا” به عهده مي گيريم. براي اين كه نهال آزادي و مسئوليّت پذيري در فرزندان استقرار و استمرار يافته و شكوفا شود بايد فراوان صبر و حوصله پيشه كنيم .يعني از سنين كودكي تا جواني بايد نرم  نرمك اين دو ويژگي را در آن ها نهادينه كنيم .* بايد از وجدان اخلاقي بچّه ها و به خصوص قاعده ي زرّين اخلاقي  استمداد جست .يعني: با ديگران چنان رفتار كن كه خوش داري ديگران با تو رفتار كنند.* دادن آزادي و مسئوليّت با ظرفيّت و توانايي فرزندان متناسب باشد. * اشتباهات آن ها رادر بدو مسئوليّت پذيري ناديده گرفته و از او بازخواست نكنيم. * بازي دنياي كودك است ، با هم بازي شدن با او مسئوليّت پذيري و آزدي را در حين بازي با رعايت قواعد و مقرّرات بازي به او بياموزيم. * فرزندانمان را در تصميم گيري هاي مربوط به خانه و خانواده بيشتر مشاركت دهيم. همه ي بچّه ها قصّه را دوست دارند . در قالب شخصيّت هاي داستان مسئوليّت پذيري را به آن ها بياموزيم .* فرزندانمان در سنين 6-5 سالگي تمايل به سازندگي ، طرح ريزي و مسئوليّت پذيري و انجام فعّاليّت هاي اجتماعي دارند . پس بهتر است در اين سنين آن ها را باآزادي و مسئوليّت پذيري آشنا سازيم.

منبع: بروشور آموزشي اشاره - مهارت هاي تربيتي