
كودك آدمي پيش از آن كه زبان به كلام بگشايد ، زبان رفتار را مي فهمد . پيش از آن كه با مشاهده ي چشم از ما آگاه شود ، با مخابره ي دل از وجود ما نقش مي گيرد و پيش از آن كه شنونده ي پيام هاي لفظي و عمدي ما باشد، تماشاگر رفتار طبيعي و غير عمدي ماست. از اين روست كه نقش والدين در تربيت ، بيش از آن كه هشيارانه ، ارادي و عمدي باشد غالبا” ناهشيار ، پنهان ، غير مستقيم و غير عمدي است.
پرهيز به جاي تجويز: آن چه والدين نبايد انجام دهند ، بيش از آن چه بايد انجام دهند ، در تربيت فرزندان نقش دارد. آن ها بايد بدانند در چه زماني به فرزند خود نصيحت نكنند، در چه هنگامي دخالت نكنند و در چه موقعيتي او را سرزنش نكنند. اين هنر ” پرهيز “ ، بهترين ” تجويز ” براي تكوين و تحوّل فطري و طبيعي شخصيّت كودكان است .
آفت مطلق نگري : والدين كمال گرا ” مطلق خواه “ ، فرزنداني مضطرب ، نا آرام ، خود باخته و افسرده پرورش مي دهند. كودكي كه از او انتظار مي رود همواره و در همه جا همه ي كارها را به طور همه جانبه و كامل انجام دهد ، هيچ وقت نمي تواند حتّي يك كار كوچك را نيز درست و كامل انجام دهد .
نان و معنا : گرچه برا ي آدمي ، نان و غذا قوت زندگي است ، امّا دين و ايمان معناي زندگي اوست . آن چه زندگي كودك را زيبا ، اميد بخش و شيرين مي كند، كيفيت برخوداري او از خوراك هاي معنوي و آموزه هاي ديني است.
عظمت نوزاد آدمي : بر اساس يافته هاي زيست شناسي و مطالعات روان شناختي ، نوزاد آدمي در بدو تولّد وسيع ترين ظرفيّت و مستعد ترين زمينه را براي نقش پذيري از محيط دارد . نقش مادر ، به عنوان نخستين و ماندگارترين تاثير گذار ، به قدري مهم است كه از آن به منزله ي ميراث ثانوي شخصيّت كودك ياد كرده اند. اهمّيّت اين تاثير براي آنان كه به راز رابطه ي كودك و مادر پي برده اند ، هراس آور است.
جذب و هضم رفتار: رفتار نامطلوب كودك تغيير نمي كند ، مگر آن كه والدين دلايل اين تغيير را متناسب با فهم و جذب و هضم و ظرفيّت كودك بيان كنند.
نشاط درون زا : آموزه هاي حكيمانه نشان مي دهد كه منشا نشاط و شادابي و احساس خوش دلي و شاد كامي ، در درون آدمي است . امّا والدين همواره تلاش مي كنند صرفا” با خوشايند سازي محيط بيروني ، دل كودك را شاد كنند . بايد بدانيم كه اين شاد سازي ها ، اگر بدون ريشه و سرچشمه هاي دروني باشد، پايدار نيست.
دين اكتشافي و نه اكتسابي:ارزش هاي اخلاقي و باورهاي ديني ، اغلب ريشه در فطرت كودك دارد. لزوما” نبايد اين ارزش ها را كودك از بيرون ياد بگيرد و دروني كند . بلكه فراتر از آن ، آن چه مهم است تلاش براي كشف و شكوفايي اين قابليّت ها از دورن اوست.
پرسش هاي پاسخ گر: همواره اين سؤال ها را در تعامل با فرزند خود مرور كنيد:
* آيا او با اشتياق و پشتكار اهداف خود را دنبال مي كند يا فردي منفعل و بي انگيزه است؟
* آيا در هنگام مواجهه با مشكل ، به راه حل هاي مختلف مي انديشد يا زود نااميد مي شود؟
* آيا از خطاها و تجربه هاي گذشته ي خود درس مي گيرد يا همواره همان خطاها را تكرار مي كند؟
* آيا از زندگي لذّت مي برد يا همواره با منفي بافي و بدبيني از زندگي شكايت مي كند؟
* آيا از موفّقيّت و شادي ديگران لذّت مي برد و يا دچار حسادت مي شود؟
*آيا از رنجش و آزار ديگران لذّت مي برد يا غمگين و ناراحت مي شود؟
* پاسخ به هر يك از اين سؤالات شما را در شناخت لايه هاي پنهان شخصيّت فرزندتان ياري مي كند.
منبع : نشريه ي تربيتي – آموزشي پيوند * نويسنده : دكتر عبدالعظيم كريمي
كودكان خود را براي آن چه هستند نوازش كن ، نه براي آن چه كه دوست داري باشند
سلام. کاش بعضی ها که دیروز در زمره بزرگتر های افراد بزرگتر امروز جامعه بودند این فرصت را به کودکان خود می دادند تا خودشان تجربه کنند/بیازمایند/ کشف کنند و لذت ببرند تا آنان هم امروز…./افسوس که دیگر نیستند تا بدانند عملکردشان چه نتیجه ای در بر داشت. حالا من سعی دارم …. اما نمی دانم شدنی هست یا… موفق می شوم یا ….