آزادي و مسئوليّت

responsibilities

هدف از تربيت بر مبناي آزادي و مسئوليّت اين است كه فرد بتواند آگاهانه و از روي اختيار تصميم گيري نموده و انتخابگر باشد و خود را پاسخگو و مسئول نگرش ها ، واكنش ها و اعمال خود بداند و عواقب و پيامد هاي آن را بپذيرد .

نسبت بين آزادي و مسئوليّت : درجهان گذشته،  بيشتر از فرزندان مسئوليّت و وظيفه و تكليف مي خواستند و كمتر آزادي هاي رايج امروز مطرح بود. امّا به نظر مي رسد امروزه فرزندان از آزادي بيشتري برخوردارند و كمتر از ايشان وظيفه و مسئوليّت خواسته مي شود ، كه اين امر مي تواند آسيب هايي را براي آن ها در دوران  نوجواني و جواني به دنبال داشته باشد. آزادي بدون مسئوليّت سبب مي شود كه انسان از واقعيّت ها و منطق زندگي و هنجارهاي اخلاقي و اجتماعي دور شده و به موجودي تنبل و بي خاصيّت ، لوس و يا مدّعي ، سركش و عصيانگر و هرج و مرج طلب تبديل شود. مسئوليّت بدون آزادي  نيز ممكن است سبب شود كه استعدادهاي انسان سركوب ، خفه و تباه شده و گرفتار انواع حقارت ها و عقده ها شود.

آسيب شناسي «آزادي و مسئوليّت » در نهاد هاي تربيتي:

الف – نهاد خانواده : نمي توانند الگوي خوبي براي فرزندان باشند ، چون از دانش و مهارت كافي برخوردار نيستند.* آدرس غلط دادن به فرزندان ، هنگامي كه موضوع را درست تشخيص ندهند. براي مثال ممكن است والدين تصوّر كنند اگر فرزند ما معدلش بالا باشد به نحو احسن به وظايف و مسئوليّت هاي خود عمل كرده است و حال آن كه مسئوليّت هاي اخلاقي فرزند در زندگي و در برابر خود  و خانواده و ديگران خيلي مهم تر از كسب نمره و معدل بالاست و يا   وقتي فرزندان در مسئوليّت هاي خود كوتاهي مي كنند ، پدر و مادر پا پيش بگذارند و آن مسئوليّت ها را خود به عهده بگيرند. * والدين تصوّر مي كنند تنها با تامين رفاه و امكانات مادّي بيشتر مي توانند فرزنداني كارآمد و مسئول تربيت كنند ، حال آن كه بدون ضابطه و بي حساب و كتاب امكانات در اختيار فرزند قرار دادن نه تنها  مسئوليّت پذيري او را تضمين نمي كند بلكه اساسا” قادر است اخلاق و رفتار او را در آينده به تباهي بكشاند.

ب – نهادهاي آموزشي: امروزه به نظر مي رسد نهادهاي آموزشي ، مانند مدرسه و دانشگاه نيز در به كارگيري شيوه هاي صحيح عاجزند ، چون بيشتر بر جنبه هاي آموزشي و حفظيّات  تاكيد دارند و از جنبه هاي پرورشي و تربيتي به ويژه تربيت فكري و اخلاقي غفلت مي ورزند. به تعبيري تعليم و تربيت امروز بيشتر به دنبال انباشتن ذهن بچّه هاست نه پرورش روح آن ها.

ج – نهادهاي رسانه اي : به نظر مي رسد رسانه ها مانند صدا و سيما ، سينما ،‌مطبوعات ، ماهواره ، اينترنت و … با همه تلاش هايي كه انجام داده اند كمتر توانسته اند به مسائل حسّاس و مهمّي مانند « آزادي و مسئوليّت »  فرزندان بپردازند و الگوها و روش ها ي مناسب ارائه نمايند تا خانواده ها از آن ها ايده گرفته و در زندگي خود به كار ببرند.

د – نهادهاي ديني : در نهادهاي ديني مانند حوزه ها و مساجد و … نيز در اين موضوع الگوها و روش هاي مناسب عملي كمتري به چشم مي آيد.

چند راهكار جهت تقويّت « آزادي و مسئوليّت » در تربيت فرزندان :

از آن جا كه آزادي براي بچّه ها غالبا”  خوشايند و دوست داشتني است و مسئوليّت پذيري تقريبا” دشوار و ناخوشايند مي باشد شايسته است به اين نكات توجّه كنيم: * سعي كنيم شروع واگذاري مسئوليّت ها به بچّه ها از امور خوشايند ، مانند تفريحات و بازي ها باشد ، چرا كه تربيت را بايد از آن جايي شروع كنيم كه او دوست دارد و به جايي ختم كنيم كه خود دوست داريم. * با بچّه ها نرم و  نافذ رفتار كنيم نه تند و خشن و شكننده .*سعي كنيم پذيرش مسئوليّت آن ها از روي علاقه و شوق و اشتياق باشد ، يعني انگيزه هاي دروني و رواني بچّه ها را تقويّت كنيم و انگيزه هاي بيروني مانند تشويق و جايزه را به حدّاقل ممكن برسانيم . * سعي كنيم مسئوليّت خواهي ما از فرزندان به دور از دستور دادن ، نصيحت و سرزنش ، توهين و تحقير كردن و يا مقايسه كردن او با ديگران باشد . * آزادي و مسئوليّت بهتر است همراه با هم و در تعامل تنگاتنگ با هم باشد، يعني از شيريني آزادي ها براي پذيرش مسئوليّت ها بهتر استفاده كنيم. * به صورت غير مستقيم به فرزندان خود متذكّرشويم و تفهيم كنيم ميان آزادي ها و مسئوليّت ها ارتباط مستقيم و منطقي وجود دارد و نمي توان يكي را بدون ديگري خواست. * براي احساسات و تخيّلات و انديشه ها و آرمان هاي فرزندان خود در سنين مختلف احترام قائل شويم هرچند كه از نظر ما منطقي و به مصلحت نباشد. * خود الگوي خوبي در رعايت آزادي و مسئوليّت پذيري فرزندانمان باشيم تا آن ها با چشم خود ببينند و درك كنند كه آزادي ما تجاوز به آزادي ديگران محسوب نمي شود و مسئوليّت كارهاي خود را به ديگران واگذار ننموده و عواقب تلخ و شيرين آن را شخصا” به عهده مي گيريم. براي اين كه نهال آزادي و مسئوليّت پذيري در فرزندان استقرار و استمرار يافته و شكوفا شود بايد فراوان صبر و حوصله پيشه كنيم .يعني از سنين كودكي تا جواني بايد نرم  نرمك اين دو ويژگي را در آن ها نهادينه كنيم .* بايد از وجدان اخلاقي بچّه ها و به خصوص قاعده ي زرّين اخلاقي  استمداد جست .يعني: با ديگران چنان رفتار كن كه خوش داري ديگران با تو رفتار كنند.* دادن آزادي و مسئوليّت با ظرفيّت و توانايي فرزندان متناسب باشد. * اشتباهات آن ها رادر بدو مسئوليّت پذيري ناديده گرفته و از او بازخواست نكنيم. * بازي دنياي كودك است ، با هم بازي شدن با او مسئوليّت پذيري و آزدي را در حين بازي با رعايت قواعد و مقرّرات بازي به او بياموزيم. * فرزندانمان را در تصميم گيري هاي مربوط به خانه و خانواده بيشتر مشاركت دهيم. همه ي بچّه ها قصّه را دوست دارند . در قالب شخصيّت هاي داستان مسئوليّت پذيري را به آن ها بياموزيم .* فرزندانمان در سنين 6-5 سالگي تمايل به سازندگي ، طرح ريزي و مسئوليّت پذيري و انجام فعّاليّت هاي اجتماعي دارند . پس بهتر است در اين سنين آن ها را باآزادي و مسئوليّت پذيري آشنا سازيم.

منبع: بروشور آموزشي اشاره - مهارت هاي تربيتي 

2 Comments

  1. 1
    پردیس Says:

    هرگز هیچ دانه ی برفی در بهمن احساس مسئولیت نمی کند.
    “ولتر”

  2. 2
    فرحناز Says:

    مطلب بسيار جالبي بود و عكس بسيار زيبايي


RSS Feed for this entry

Leave a Comment