Archive for ژانویه, 2008

ژانویه 26, 2008

dscn2245-3.jpgdscn2239-3.jpgdscn2242-4.jpgdscn2244-3.jpg

 من دلم می خواهد به سلامی، گل لبخند نشانم بر لب، سبزه و نور و گل و آیینه را، دریابم، و همه هستی را از نگاهی  که خدا خالق آن است تماشا بکنم

آزمون شفاهی علوم پایان ترم اول  به همراه کار گروهی 

 طبق روال گذشته سوالات درون پاکت بود و بچّه ها خودشان باز کرده ،مطالعه کردند و پاسخ دادند.از آن جایی که فرصت مناسبی بدست آوردیم ، بچّه ها کار گروهی  محیط زندگی جانوران وپوشش بدنشان را هم انجام دادند.به هفت گروه تقسیم شدند:جنگل - بیابان - قطب - شهر - روستا- آب و کنار آب - گروه آخر هم فقط روی پرندگان مختلف کار کردند.نظرتان را به گوشه ای از کار این عزیزان جلب می نمایم.

ژانویه 17, 2008

dscn2232-4.jpgdscn2230-4.jpgdscn2231-3.jpg

فرا رسيدن ايّام تاسوعا و عاشوراي حسيني را تسليّت عرض مي نمايم.

اي خداي حسين! آستان حسين تو بر پابرهنگان و گمنامان و از قلم افتادگان و مهر باطل خوردگان ، گشاده تر  است .ما را از اين آستان كرامت محروم مكن.

روز چهارشنبه - ساعت  1:40 - حياط دبستان

دسته ي عزا داري راهنمايي فجر دانش براي دانش آموزان دبستان مراسم عزاداري اجرا كردند. بچّه ها هم با دل هاي پاك وآسماني شان آنها را همراهي  كرده  و براي سلامتي خانواده ي خود  و تمامي بيماران دعا كردند.

ژانویه 15, 2008

dscn2218-3.jpg

موضوع : درس پانزدهم كتاب بخوانيم ( ايران ما)

                                                       چو ايران نباشد تن من مباد                  

 يكي از دانش آموزان كلاس ، تحقيق خود را درباره ي خرّم آباد، يكي از شهرهاي استان زيباي  لرستان ارائه نمود . تمام هدفمان از ارائه ي اين نوع كار، تقويّت حسّ وطن پرستي وعرق ملّي  بود.  قصدمان اين بود كه دانش آموزان را با  اماكن مذهبي وبعضي از بناهاي قديمي  و تاريخي كه نشان از تمدّن كهن ايران زمين دارد ، آشنا سا زيم . يكي ديگر از اهدافمان، تقويّت كردن حس اعتماد به نفس دانش آموزان بود؛ كه دوستمان انصافا” ازعهده ي اجراي آن به خوبي برآمد. اوصدايش را روي CD ضبط كرد. ابتدا بچّه ها به صدايش گوش دادند ، سپس وي  از روي تصاوير براي دوستانش توضيحاتي  داد.

وقتي باعشق كارمي كني خود را باخود وخلق وخالق پيوند مي دهي.جبران خليل جبران

همواره سلامت و شاداب باشيد :)

 

ژانویه 10, 2008

dscn2172-3.jpg

خدايا! به فرزندانمان بياموزكه آدميان را به حق محك بزنند نه حق را به آدميان.و ايمانشان را در نشيب و فرازحوادث حفظ كن!

همراهان گرامي ،با فرارسيدن ايّام محّرم، نظرتان را به قسمتي از ترجمه ي دعاي دل نشين و پرفيض عرفه ي امام حسين (ع)جلب مي نمايم.

«حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف ومحبّت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد….جهل و ناداني من و عصيان وگستاخي من ، تو را باز نداشت از اين كه راهنمايي ام كني به سوي صراط قربتت ،و موفّقم گرداني به آنچه رضا و خشنودي توست….هرگاه كه تو را خواندم ، پاسخم گفتي ؛ هر چه از تو خواستم ، عنايتم فرمودي؛ هرگاه اطاعتت كردم ، قدرداني و تشكّر كردي؛ وهر زمان كه شكرت را بر جا آوردم ، بر نعمت هايت افزودي؛  و اين ها همه چيست؟ جز نعمت تمام و كمال و احسان بي پايان تو!؟… من كدام يك از نعمت هايت را مي توانم بشمارم يا حتّي به ياد آورم و به خاطر بسپارم؟….خدايا! الطاف خفيه ات و مهرباني هاي پنهاني ات بيشتر و پيشتر از نعمت هاي آشكار توست…. خدايا! من را با تقواي خودت سعادتمند گردان و با مركب نافرماني ات به وادي شقاوت و بدبختي ام نكشان.در قضايت خيرم را بخواه و قدرت بركاتت را بر من فروريز تا آنجا كه تاخير را در تعجيل هاي تو و تعجيل را در تاخير هاي تو نپسندم…. اي توشه و توان سختي هايم ! اي همدم تنهايي هايم ! … اي پشت و پناهم در هجوم بي رحم مشكلات! اي مونس و مامن و ياورم در كنج عزلت و تنهايي و بي كسي! …تو پناهگاه مني؛وقتي كه راه ها و مذاهب  با همه فراخي شان مرا به عجز مي كشانند و زمين با همه وسعتش ، بر من تنگي مي كند، و….اگر نبود رحمت تو،بي ترديد من از هلاك شدگان بودم و اگر نبود محبّت تو ، بي شك سقوط و نابودي تنها پيش روي من بود…. اي آن كه در جهل  خواندمش و شناختم عنايت كرد؛ در تنهايي صدايش كردم و جمعيّتم بخشيد؛ … من آنم كه غفلت كردم، من آنم  كه بد عهدي كردم…. و  اكنون باز گشته ام. باز آمده ام با كوله باري از گناه و اقرار به گناه.پس تو در گذر اي خداي من!اينك من پيش روي توام و در ميان دست هاي تو.نه عذري دارم كه بياورم نه تواني كه ياري بطلبم؛…  خداي من ! چگونه نا اميد باشم، در حالي كه تو اميد مني ! چگونه سستي بگيرم،كه تو تكيه گاه مني!اي آن كه با كمال زيبايي و نورانيت خويش ، آنچنان تجلّي كرده اي كه عظمتت بر تمامي ما سايه افكنده ….يا رب! يا رب! يا رب!»

ژانویه 8, 2008

سلام،  تعطيلات زمستاني به خير و خوشي :) از آنان جايي كه حدود يك هفته در تعطيلات به سر مي بريم   ، حتما” دوست داريد از وضعيّت امتحانات با خبر شويد.  اگر به سايت مجتمع آموزشي فجر دانش مراجعه فرماييد از وضعيت  امتحانات برگزار نشده مطّلع  خواهيد شد. در اولّين روز بازگشايي مدارس در مقاطع ابتدايي و راهنمايي امتحان نخواهيم داشت. لطفا” براي اطّلاعات بيشتر به سايت رجوع نماييد. لينك سايت در قسمت  Blogroll قابل دسترسي است.

ژانویه 7, 2008

dscn2209-4.jpg

سلام گرم ما را در اين روزهاي سرد و زيباي زمستاني پذيرا باشيد.انشا ا… بچّه ها توانسته باشند تعطيلات زمستاني خوبي را پشت سر بگذرانند. :)

از آن جايي كه امتحانات پايان ترم شروع شده است ، گفتم بد نيست كه شما بزرگواران را هم در جريان امتحانات شفاهي بچّه ها قرار دهم . تمام سعي خود را مي كنيم كه محيطي بدون تشويش و اضطراب برايشان فراهم بياوريم.در همه ي سنين ، دادن امتحان شفاهي كمي با اضطراب همراه است و براي اين كه اين حالت را كمي كم رنگ تر سازم جعبه اي تهيّه كردم ، حدود 20 سري سؤال در آن  قرار دادم . بچّه ها خودشان برگه را بر مي داشتند و به سؤالات پاسخ مي دادند، درآخر كار هم با يك پذيرايي كوچولو مي نشستند.به نظرم برايشان جالب بود .كمتر هول مي شدند و فكر مي كنم خوش حال هم بودند كه سؤالات را خودشان مي خوانند و معلّمي در كنارشان نيست. از شما بزرگواران هم خواهشمندم كه براي باقي امتحانات هم همراه ما باشيد تا با خيال آسوده به مدرسه بيايند و دانسته هاي خود را محك بزنند.

امروز تصميم گرفتم در مورد كودك متكّي  به نفس مطلبي را برايتان ارسال كنم. اعتماد به نفس مجموعه اعتقادات و يا احساساتي است كه ما نسبت به خود داريم ،  به عبارت ديگر ميزان ارزشي است كه براي خود قائل هستيم و اين كه چقدر خودمان را باور داريم .  حال به پاره اي از خصوصيّات كودكان متكّي به نفس اشاره اي مي كنيم .اين كودكان  به راحتي دوست پيدا مي كنند.از فعاليّت ها ي گروهي لذّت مي برند.از عقيده ي خودشان  دفاع مي كنند.وقتي كاري را شروع مي كنند آن را به اتمام مي رسانند و نسبت به حداكثر تلاش خود براي انجام كار ، مطمئن هستند. تحمّل پذيرش شكست را دارند و مايوس نمي شوند .مهارت هاي حلّ مسئله در كودكان  متكّي  به نفس ، قوي  مي باشد .هميشه علاقه مند به شروع  فعّاليّت جديد هستند .نارضايتي خودشان  را بدون سرزنش كردن ديگران و خود بيان مي كنند. نقاط قوّت وضعف خود را مي شناسند.

حال با اين مشخصّات كلّي سؤال برايمان پيش مي آيد كه چگونه اعتماد به نفس كودكانمان را تقويّت كنيم.

* به فرزندتان توجّه كنيد و به صحبت هاي او گوش كنيد واز نصيحت كردن و ابراز انتقاد بپرهيزيد.

* محبّت خود را به كودك نشان دهيد و به او بگوييد كه چقدر دوستش داريد.

 *انتظارات خود را با سن، هوش و توانايي و مهارت هاي كودك تطبيق دهيد.

* به فرزندتان اجازه ي تصميم گيري دهيد و به تصميم هاي او براي امور شخصي ( انتخاب لباس ، نوع غذا، وسايل مورد    نياز و ….) احترام بگذاريد.        

* كودك خود را تحت فشار نگذاريد و از بكن و نكن هاي غير ضروري بپرهيزيد.

* از اشتباهات كوچك فرزند خود چشم پوشي كنيد و  بيشتر رفتارهاي مثبت  او را مورد توجّه قرار دهيد.

* در صورتي كه به تفاوت هاي فردي كودكان توجّه كنيد  ديگر فرزند خود را با كودكان  ديگر مقايسه  نمي كنيد.

* الگوي مثبت باشيد .اگر نسبت به خود خشن و سختگير هستيد و درباره ي توانايي ها ومحدوديت هاي خود واقع بين نيستيد ،خودتان را تعديل كنيد.

* براي تلاش كودك و نتيجه ي آن  ارزش قائل شويد.به فعاليّت هايي كه در مدرسه انجام مي دهد توجّه كنيد.فرصت هاي مناسبي براي  او فراهم آورده تا فعاليّت هاي مختلفي چون ورزش ، موسيقي ،نقّاشي و ….را بياموزد.

مسئوليت نهايي والدين آماده سازي كودك در سن خود براي دستيابي به استقلال واقعي است.ما در صورتي مي توانيم بگوييم اين وظيفه را به خوبي انجام داده ايم كه فرزندان ما هنگام ترك خانه و آماده شدن براي شروع زندگي جديد ، بزرگسالاني داراي اعتماد به نفس بالا و سازگار با محيط باشند.زيرا ميزان استقلال و اعتماد به نفس رابطه ي عميقي با هم دارند.بنابر اين بهتر است در كوچكترين نهاد اجتماعي كه خانواده است زمينه را براي پرورش چنين افرادي آماده سازيم.

برگزيده اي از مطالب سركار خانم دكتر خوشابي، فوق تخصص روانپزشكي كودك، نوجوان و خانواده 

   

ژانویه 3, 2008

                                                              تابلوي قرمز قلب

مادر خسته از خريد برگشت وبه زحمت زنبيل سنگين را داخل خانه آورد. پسر بزرگترش كه منتظر بود، جلو دويد و گفت : “مامان، مامان !  وقتي من در حياط بازي مي كردم و پدر داشت با تلفن صحبت مي كرد ، تامي با ماژيك روي  ديوار اتاقي كه شما تازه رنگش كرده ايد ، نقّاشي  كشيد!” مادر عصباني به اتاق تامي كوچولو رفت. تامي از ترس زير تخت قايم شده بود. مادر فرياد زد:  ” تو پسر خيلي بدي هستي .” مادر تمام ماژيك هايش را در سطل  آشغال ريخت. تامي  از غصّه گريه كرد.  ده دقيقه بعد وقتي مادر وارد اتاق پذيرايي شد، قلبش گرفت. تامي روي ديوار با ماژيك قرمز يك قلب بزرگ كشيده بود و داخلش نوشته بود: “مادر دوستت دارم ! “

مادر در حالي كه اشك مي ريخت به آشپزخانه برگشت و يك قاب خالي آورد و آن را دور قلب آويزان كرد.

تابلوي “قلب قرمز” هنوز هم در اتاق پذيرايي  روي ديوار است!

ژانویه 3, 2008

dscn2206-3.jpgdscn2205-3.jpgdscn2202-3.jpgdscn2200-3.jpgdscn2197-3.jpg خدايا مگذار از ياد ببرم آن كه به جست و جوي شاديست، بايد ديگران را شاد كند. سلامي به پاكي برف هاي سپيد و به گرمي خورشيد تابان چهار شنبه 12  ديماه ، بالاخره روزي فرا رسيد كه با وجود غايبين كلاس  نمايش رنگين كمان  (درس از همه زيباتر)  را بچّه ها در يك روز  كاملا”برفي ، اجرا كنند. البتّه جاي  پسران خوبم كه زحمت  كشيده  و وسايل رآ ماده كرده بودند بسيار خالي بود. چاره اي نداشتيم ، بهترين  فرصت براي اجرا  بود. البتّه سعي خواهيم كرد كه  با حضور تمام بچّه هاي كلاس دوباره اجرا شود.جناب آقاي محمود زاده ( پدر علي جان ) هم زحمت كشيده بودند  و شعري را براي اجراي نمايش سروده بودند كه بسياراز ايشان  متشكّريم. از آن جايي كه نتوانستيم به دليل بارش برف شديد به حياط برويم و عكس دست جمعي بگيريم  بچّه ها پشت به پنجره ايستادند كه كمي پشت صحنه زيباتر شود :) هنگام بازگشت به منزل منظره ي برفي زيبايي نظرم را جلب كرد ” دويدن بچّه ها در پارك” خوشا به حالشان :)